روایت مسیر بنیان‌گذار

از جست‌وجوی مسیر شخصی تا ساختن ترکیب برنده

داستان مسلم پورمرادی، داستان رسیدن یک‌باره به پاسخ نبود؛ مسیری بود از تجربه‌کردن، تغییر جهت‌دادن و سال‌ها گفت‌وگوی نزدیک با دانش‌آموزان و خانواده‌ها تا شکل‌گیری روشی که آموزش را از ذهن و زندگی جدا نمی‌بیند.

  • فعالیت حرفه‌ای از سال ۱۳۹۳
  • مسیر میان‌رشته‌ای مدیریت، حقوق و روان‌شناسی
  • همراهی دانش‌آموز و خانواده
مسلم پورمرادی، بنیان‌گذار آکادمی ترکیب برنده
مسلم پورمرادی؛ بنیان‌گذار آکادمی ترکیب برنده
یک مسیر، چند نقطه عطف

شناخت امروز، حاصل سال‌ها تجربه و بازنگری است

این صفحه فقط فهرستی از مدارک و موقعیت‌های شغلی نیست؛ روایت تصمیم‌هایی است که هر کدام بخشی از نگاه امروز ترکیب برنده را ساخته‌اند.

۰۱ آغاز جست‌وجوی مسیر

وقتی انتخاب‌ها هنوز از شناخت خودم نمی‌آمدند

در دبیرستان، با توصیه پدری که خودش معلم بود، رشته تجربی را انتخاب کردم. بااین‌حال از همان سال‌ها حس می‌کردم چیزی سر جای خودش نیست؛ فقط هنوز نمی‌دانستم دقیقاً به چه چیزی علاقه دارم.

همین ناآشنایی با خودم باعث شد بار دیگر با توصیه خانواده و با تصور رسیدن به یک شغل ثابت، وارد رشته مدیریت شوم.

اولین درس مسیرم این بود: انتخاب درست، قبل از هر چیز به شناخت درست خودمان نیاز دارد.
۰۲ مدیریت، کار دولتی و حقوق

کارمندی مناسب من نبود؛ اما آدم‌ها چرا

بعد از گرفتن مدرک مدیریت، مدتی در یک مجموعه دولتی کار کردم. آن تجربه روشن کرد که به فضای کارمندی و حقوق ثابت علاقه‌ای ندارم، اما ارتباط با آدم‌ها، روابط عمومی و کمک‌کردن به آن‌ها برایم عمیقاً رضایت‌بخش است.

با همین شناخت و با هدف ورود به مسیر وکالت، رشته حقوق را انتخاب کردم و دوباره به دانشگاه برگشتم.

گاهی یک تجربه نامناسب هم مفید است؛ چون دقیق‌تر نشان می‌دهد چه چیزی با ما هماهنگ نیست و چه چیزی واقعاً برایمان معنا دارد.
۰۳ ورود به دنیای آموزش و کنکور

جایی که برای اولین‌بار حس کردم به مسیر خودم نزدیک شده‌ام

اواخر دوره کارشناسی حقوق متوجه شدم فضای دادگاه و شغل وکالت نیز با روحیه من هماهنگ نیست. همان زمان، علاقه‌ام به ارتباط با آدم‌ها مرا به یکی از مجموعه‌های بزرگ کنکوری رساند.

این‌بار علاقه و پشتکار در یک مسیر مشترک قرار گرفتند. خیلی زود در کار رشد کردم و توانستم در کنار تعدادی از دانش‌آموزانم، رسیدن به رتبه‌ها و نتایج قابل‌توجه را تجربه کنم.

موفقیت دانش‌آموزان فقط یک نتیجه کاری نبود؛ نشانه‌ای بود که می‌گفت این مسیر ارزش ادامه‌دادن دارد.
۰۴ آشنایی با کوچینگ در سال ۱۳۹۵

از انتقال تجربه تا یادگیری گفت‌وگوی مؤثر

در همان مجموعه با شهاب اناری، رتبه یک کنکور و مدرس زبان، آشنا شدم؛ کسی که مسیر کوچینگ را نیز به‌صورت بین‌المللی دنبال کرده بود. شرکت در دوره کوچینگ او، نگاه من به گفت‌وگو، هدف‌گذاری و همراهی با دانش‌آموز را جدی‌تر کرد.

در این مرحله دیگر می‌دانستم که از ارتباط روزانه با دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان انرژی می‌گیرم و دیدن رشد آن‌ها برایم احساس مفیدبودن و رضایت عمیقی ایجاد می‌کند.

آموزش مؤثر فقط گفتنِ مسیر نیست؛ کمک‌کردن به فرد برای دیدن، انتخاب‌کردن و مسئولیت‌پذیرفتن است.
۰۵ فراتر از درس و برنامه

چرا بعضی مسئله‌ها با برنامه درسی حل نمی‌شوند؟

ارتباط نزدیک با دانش‌آموزان و والدین به‌مرور نشان داد که نیاز دانش‌آموز فقط درس و آموزش نیست. اضطراب، فشار خانواده، حواس‌پرتی، اهمال‌کاری، پرخاشگری، بیش‌فعالی، افسردگی و روابط ناسالم می‌توانند بیشتر از یک ضعف درسی بر عملکرد و کیفیت زندگی او اثر بگذارند.

همین تجربه باعث شد برای کمک تخصصی‌تر، مسیر تحصیلی‌ام را در مقطع کارشناسی ارشد روان‌شناسی ادامه دهم و آموزش را در پیوند با ذهن، هیجان و شرایط زندگی دانش‌آموز ببینم.

دانش‌آموز فقط مجموعه‌ای از نمره‌ها نیست؛ انسانی است با ذهن، خانواده، روابط، نگرانی‌ها و توانایی‌های منحصربه‌فرد.
۰۶ شکل‌گیری ترکیب برنده

پاسخ یک سؤال قدیمی، به یک مدل تازه تبدیل شد

از سال ۱۳۹۳ تاکنون، فعالیت حرفه‌ای من در آموزش، مشاوره و همراهی دانش‌آموز ادامه داشته است؛ سال‌هایی که تقریباً هیچ روزی بدون گفت‌وگو با دانش‌آموز یا خانواده نگذشته است.

در تمام این مدت یک سؤال همراه من بود: چه ساختاری می‌تواند هم‌زمان بر پیشرفت تحصیلی، موفقیت واقعی در زندگی و سلامت روانی دانش‌آموز اثر بگذارد؟ تلاش قدم‌به‌قدم برای پاسخ‌دادن به همین سؤال، به شکل‌گیری مدلی تخصصی و کاربردی رسید که نام آن را «ترکیب برنده» گذاشتم.

ترکیب برنده از یک نسخه آماده ساخته نشده؛ از سال‌ها تجربه، مشاهده، یادگیری و شناخت تفاوت‌های واقعی دانش‌آموزان شکل گرفته است.
باور امروز آکادمی ترکیب برنده

هیچ دو دانش‌آموزی شبیه هم نیستند؛ پس مسیر رشدشان هم نباید یک نسخه تکراری باشد

هدف ما تحمیل یک برنامه آماده نیست. تلاش می‌کنیم ابتدا دانش‌آموز، ذهن، خانواده و شرایط واقعی او را بشناسیم و بعد مسیری بسازیم که هم قابل اجرا باشد و هم به رشد پایدار کمک کند.